X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



hix8 - اجتماعی

hix8 - اجتماعی

کدهای اختصاصی
Code

کدهای اختصاصی
Site Statistics

» بازديد امروز : 1
» بازديد ديروز : 0
» افراد آنلاين : 1
» بازديد ماه : 7
» بازديد سال : 63
» بازديد کل : 63
» اعضا : 0
» مطالب : 30

مدگرایی چه تاثیراتی بر نوجوانان دارد؟


تاریخ انتشار پست : 1396/6/27 بازدید : 0

پیش از این، مد تنها در میان طبقه مرفه از مردم یافت می شد. اما در حال حاضر با گذشت زمان، اوضاع تغییر کرده است و طبقه اجتماعی به هیچ وجه در راه تبدیل شدن به مد روز مهم نیست. در واقع همه مردم این روزها توانایی این را دارند که با مد روز همگام باشند و ما به سختی می توانیم مد آگاهانه را که در پس آن فکر و ایده ای است از مد غیرآگاهانه تشخیص دهیم که این امر می تواند به علت گسترش و شوق مـــردم در گرایش به مد و به روز بودن باشد.
امروزه یکی از عوامل عامیانه شدن مد تلویزیون است. چراکه بیننده تلویزیون عموم مردم هستند و در آن سبک های جدید زندگی، پوشش های به روز در فیلم ها و برنامه های مختلف نشان داده می شود. اما در بین عامه مردم نوجوانان بیش از دیگران به این پدیده توجه می کنند و درگیر آن می شوند که این امر اثرات مختلفی بر روی زندگی اشان می گذارد.

به نظر می رسد که برای نوجوانان، مد به لباس محدود نمی شود. نوجوانان به راحتی هر چیزی را کپی می کنند. بنابراین برای آنها مد در مورد اتخاذ سبک زندگی یا رفتار خاص نیز تلقی می شود. برخی از مدها تا به حال تاثیر بسیار زیادی بر نوجوانان داشته اند که برخی از آنها اثرات مثبت و برخی اثرات منفی را به همراه داشته است.
یک روند ساده مد می تواند نگرش یک نوجوان را در بسیاری از موارد تغییر دهد. ابتدا بهتر است در مورد اثرات مثبت مد و مدگرایی بگوییم که یکی از اثرات مثبت این پدیده بر روی نوجوانان این است که موجب می شود نوجوان احساس کند که فردی همرنگ جامعه اش است در نتیجه احساس اجتماعی بودن، اعتماد به نفس در عملکرد روزانه، مورد پذیرش قرار گرفتن در بین دوستان و خاص بودن به او دست می دهد. هرچند که در پس تاثیرات مثبت این روند اثراتی منفی نیز نهفته است.
برای مثال اگر یک لباس به تنهایی هیچ حسی را به فرد منتقل نکند اما پوشیدن آن توسط عده کثیری به یک نماد و سنبل تبدیل می شود که فرد با پوشیدن آن احساس تعلق به یک گروه خاص را دارد و یا پوشیدن کفش پاشنه بلند موجب می شود احساس بزرگی و استقلال به دختران داده شود.
در مورد تاثیرات منفی توجه بیش از حد به مد و مدگرایی می توان به صرف وقت فراوان و انرژی زیاد برای مدگرایی و اینکه گاهی اوقات اعتیاد به این پدیده پیدا می شود و فرد هزینه زیادی را صرف می کند تا بتواند از روند فلان مد پیروی کند، همچنین اکثر اوقات محصولاتی که به عنوان مد روز شناخته می شوند، مخالف آن چیزی است که در جامعه به عنوان عرف شناخته می شود و این امر گاهی اوقات سبب پوشش نامناسب مدگرایان می شود.
توجه زیاد نوجوانان به مدگرایی سبب می شود که آنها از امور دیگر باز بمانند و بیشتر وقت خود را صرف وقت گذراندن در مراکز خرید، گشت و گذار در اینترنت و ورق زدن مجلات مد به جای مطالعه کتاب های مفید کنند تا بتوانند از این طریق از آخرین مد روز آگاه شوند و از آن پیروی کنند.
برخی نوجوانان نیز قربانی مدگرایی می شوند چراکه پیروی از یک سبک خاص لباس پوشیدن اغلب افسردگی نوجوانان را به همراه دارد، چراکه این افراد به جای خلاق و اصیل بودن لباس ها، سبک و سیاق زندگی خود را از روی دیگران کپی می کنند و جایی برای خلاقیت خود باقی نمی گذارند. به عبارتی مدگرایی موجب انفعال افراد ، بخصوص نوجوانان می شود و قدرت تصمیم گیری را از آنها می گیرد.

ضرورت کتاب خواندن


تاریخ انتشار پست : 1396/6/2 بازدید : 0

 بر بنیاد یافته‌های پژوهشگران و باستان‌شناسان، از زمانی كه انسان توانست به افكار خود انسجام بخشیده و آن‌ها را با استفاده از نشانه‌هایی بر روی لوحه‌های آهكي یا كتیبه‌های سنگی بنگارد، تمدن بشری آغاز شود.

به این جهت می‌توان گفت، سرچشمه تغییر و دگرگونی جهان و زندگی بشری دقیقاً به زمانی برمی‌گردد که «خط» ابداع شود و فرهنگ «مکتوب» شکل گرفت. شاید گزافه نباشد اگر گفته شود که جامعه بشری از هنگامی «انسانی» مي‌شود که «کتاب» وارد زندگی بشر شد. در مورد جایگاه برجسته و نقش سازنده كتاب در تكامل جامعه انساني، همين بس كه تمامي اديان و مکاتب بشری و دانشمندان بزرگ تاريخ نه‌تنها درآن باره اتفاق نظر دارند، بلکه خود از طريق كتاب جاودانه مانده‌اند. بنابراین، رشد شگفت‌انگیز علم و دانش امروزین بشر و توسعه انسانی همه مرهون «کتاب» و فرهنگ «کتابخوانی» است. هیچ تمدنی و فرهنگی در تاریخ بشری قامت برنیافراشت مگر این که از دل «کتاب» و «فرهنگ» جوانه زده باشد؛ و هیچ جامعه‌ای خوش بخت و سعادت‌مند نشود، مگر این که «کتاب» را «دریچه»‌ای بسوی جهان تازه گشوده باشد.

در جهان امروز هم‌زمان با رشد دانش و توسعه انسانی، جایگاه و اهمیت کتاب و کتابخوانی بیش از پیش درک شده و به آن ارزش داده می‌شود. چنانچه کتاب و کتابخوانی از روزهای اول زندگی و کودکی در محیط خانواده، مکتب و جامعه شروع مي‌شود و تا آخرین و عالی‌ترین مراحل تحصیلات عالی و توان انسان برای دریافت اطلاعات و درک آن ادامه پیدا می‌کند؛ و حتا به عنوان یک تفریح سالم جایگاه خود را در اوقات فراغت جامعه بشری باز كرده است. به همین جهت میزان رشد و بالندگی علمی و فرهنگی هرجامعه‌اي با معیاری به نام كتاب مورد سنجه قرار می‌گیرد، هرچه این معیار برجسته‌‌تر باشد، هويت و اصالت آن جامعه نمود درخشان‌تری مي‌يابد.

از جانب دیگر گزافه نخواهد بود اگر گفته شود که كتاب همواره در تاریخ و فرهنگ گذشته ما از جایگاه و اهمیت بسزا و شایسته‌ای برخوردار بوده است، چنان‌كه بنابر شواهد تاریخی کتابخوانی يكي از جلوه‌هاي زیبای ذوق و انديشه فرهیختگان و مهم‌ترين ابزارهاي فكري و هنري و علمی در گستره تاریخ ما دانسته مي‌شود. هم‌چنین ميراث مكتوب به‌جا‌مانده از دوران‌های كهن خود گواهي است بر اهميت كتاب و کتابخوانی در فرهنگ و تاریخ ما.

اما افسوس كه اینک به جای ارج نهادن به آن میراث تعالی‌بخش و الگوپذیری از آن نقش ماندگار، به‌ طور کلی جایگاه و اهمیت کتاب و کتابخوانی در جامعه ما به فراموشی سپرده شده است و به جای آن در معرض روی‌دادهای ویرانگر و گردبادهای جهالت و لشکرکشی‌های یغماگرانه قرار گرفته است. بدون شک، علل/دلایل بسیاری در این فاجعه فرهنگی و انسانی و در نهایت توسعه‌نیافتگی جامعه ما دخالت داشته‌اند و دارند.

در شرایط کنونی که جامعه ما آهنگ سازندگی و پیمودن مسیر آینده درخشان را دارد، باید آگاه بود و درک كرد که پیمایش این راه دشوار و طولانی بدون آگاهی و درک عمیق و همه‌جانبه ممکن نخواهد بود؛ و آگاهی به عنوان سرچشمه تحولات سازنده بشری نیز بدون اهمیت دادن به «کتاب» و ترویج فرهنگ «کتابخوانی» فریب و سرابی بیش نیست.

سخن کوتاه، راه چاره ما در شرایط تأسفبار کنونی که هر روز انسان و انسانیت نخستین قربانیان آن‌اند، در این است که به میراث تعالی‌بخش کتاب ارج نهاده و به الگوپذیری ماندگار کتابخوانی، با اتخاذ روش‌های کارآمد اهمیت دهیم. برای تحقق این امر پیش از همه باید دانست که دنیای بزرگ و شگفت‌انگیز کتاب و کتابخوانی به گروه سنی /جنسی و طبقاتی خاصی تعلق ندارد، هرفردي باید با کتاب زندگی کند و کتابخوانی را باید یک نیاز و احساس انسانی و دایمی بداند. به معنای دقیق‌تر ارج نهادن به کتاب و  اهمیت بخشیدن به کتابخوانی باید در فرهنگ جامعه نهادینه شود. سازوکار نهادینه‌شدن آن این است که پدران و مادران باید فرزندان خود را به کتاب آشنا سازند و روحیه کتابخوانی را در فرزندان خود به‌وجود آورند، هم‌چنین مربیان آموزشی و تربیتی در نهادهای آموزشی دولتی/خصوصی در این راستا نقش مهمی دارند، مشروط بر این‌که خود بر ایفای چنین نقشی آگاه باشند. هم‌چنین یاری رساندن رسانه‌های همگانی در ترغیب جامعه به سوی کتاب و کتابخوانی تأثیر بسزایی خواهد داشت، چنان‌چه سایر نهادهای ذی‌ربط نیز می‌توانند با فراهم ساختن زمینه و ابزارهای لازم مسئولیت و نقش سازنده و اثرگذار خود را در رشد فرهنگ کتابخوانی به‌ عنوان یک هدف انسانی و ملی بر عهده گیرند.

توفیق ادب


تاریخ انتشار پست : 1396/5/5 بازدید : 0

از خدا جوییم توفیق ادب

بی‌ادب محروم گشت از لطف رب

بی‌ادب تنها نه خود را داشت بد

بلک آتش در همه آفاق زد

مایده از آسمان در می‌رسید

بی‌شری و بیع و بی‌گفت و شنید

درمیان قوم موسی چند کس

بی‌ادب گفتند کو سیر و عدس

منقطع شد خوان و نان از آسمان

ماند رنج زرع و بیل و داس‌مان

باز عیسی چون شفاعت کرد حق

خوان فرستاد و غنیمت بر طبق

مائده از آسمان شد عائده

چون که گفت انزل علینا مائده

باز گستاخان ادب بگذاشتند

چون گدایان زله‌ها برداشتند

لابه کرده عیسی ایشان را که این

دایمست و کم نگردد از زمین

بدگمانی کردن و حرص‌آوری

کفر باشد پیش خوان مهتری

زان گدارویان نادیده ز آز

آن در رحمت بریشان شد فراز

ابر بر ناید پی منع زکات

وز زنا افتد وبا اندر جهات

هر چه بر تو آید از ظلمات و غم

آن ز بی‌باکی و گستاخیست هم

هر که بی‌باکی کند در راه دوست

ره‌زن مردان شد و نامرد اوست

از ادب پرنور گشته‌ست این فلک

وز ادب معصوم و پاک آمد ملک

بد ز گستاخی کسوف آفتاب

شد عزازیلی ز جرات رد باب

ظهور شبکه های اجتماعی و معضلات همراه با آن


تاریخ انتشار پست : 1396/2/9 بازدید : 0

چندی است از رسانه‌های مختلف با تبلیغاتی مبنی بر لزوم رشد خانواده و فرزندآوری مواجه هستیم اما چیزی که بیشتر در نسل جدید دیده می‌شود کاهش میل به داشتن فرزند است و ترجیح می‌دهند جای خالی بچه را با چیزهای مشابه پر کنند که باید دلایل آن بررسی شده تا مشخص شود آیا نگران این قضیه باشیم یا خیر. بارها شنیده‌ایم که می‌گویند خانواده‌هایی که صاحب فرزند نمی‌شوند و توانایی به عهده گرفتن سرپرستی کودکی را ندارند، بهتر است برای تغییر شرایط و روحیه‌شان مسوولیت بزرگ کردن یک حیوان را برعهده بگیرند. حداقل چندبار از دوستان و اطرافیان‌مان که حیوانی را از بچگی بزرگ کرده‌اند شنیده‌ایم که با او اخت گرفته‌اند و حتی فکر جدایی برایشان سخت و دشوار است.
این اواخر با بروز شبکه‌های اجتماعی هر روز بیشتر با سبک زندگی افرادی که به حیوانات عشق می‌ورزند آشنا شدیم و به دفعات شاهد بودیم و هستیم که با حیوان خانگی مانند یک عضو از خانواده رفتار می‌شود و از واژه‌هایی چون دخترم، پسرم یا شبیه اینها هم برای خطاب قرار دادن‌شان استفاده می‌کنند.

کسی که فرزند دارد به وفور از فرزندش بی‌مهری می‌بیند اما در مورد حیوان خانگی‌‌اش این اتفاق رخ نمی‌دهد. مشکل همین‌جاست، اینکه ما محبت ندیدیم و با محبت آشنا نیستیم بنابراین خود به خود به سمت محبت می‌رویم. برای همین است که نسل جدید خیلی سخت به سمت فرزندآوری روی می‌آورند. این اقبال پیدا کردن به حیوانات خانگی و دریافت محبت از آنها پدیده‌ای است که نسل‌های قدیمی را هم درگیر کرده است.
پدر و مادرهایی که با این موضوع مخالف بودند حالا دیگر پذیرفته‌اند که حیوان در خانه داشتن چیز بدی نیست و با این مساله خو گرفته‌اند و به دفعات شنیده‌ام که دوست دارند حیوانی را در خانه داشته باشند تا از تنهایی هم بیرون بیایند.»
مصطفی اقلیما در ادامه اضافه کرد: «هنوز آمار دقیقی از اینکه چقدر میل به فرزند داشتن در ایران کم شده در دسترس نیست اما تجربه نشان داده که نسل جدید زیر بار بچه‌دار شدن نمی‌روند چون نه تنها موضوعات مالی برای زوج‌های جوان در راس قرار دارد، ترس از آینده کودک، سختی‌های مربوط به بزرگ کردن کودک و اینکه آیا می‌توانند نیازهایش را برآورده کنند و به اصطلاح پدر و مادر خوبی باشند هم مزید بر علت می‌شود. بچه برای جوانان امروز سراسر سختی است و همراه با آن باید حس گذشتن از خواسته‌ها و نیازهای شخصی را هم در وجودشان کم کنند. همین نیازهای شخصی و به نوعی خودخواهی هم از دلایل دیگر حیوان خانگی داشتن است.
برای داشتن و بزرگ کردن یک حیوان لازم نیست شما از نیازهای شخصی خودتان عبور کنید. لازم نیست هزینه پوشاک و غذا و مدرسه و آتیه داشته باشید. حیوان به شما یکطرفه محبت نثار می‌کند و شما اگر پول داشتید غذای مخصوص حیوان را تهیه می‌کنید و یک روز که مشکل مالی دارید اصلا به حیوان چیزی نمی‌دهید و گلایه‌ای هم نمی‌کند.»
اقلیما در مورد واکنش‌های مردم به عکس و احساس منتشرشده در شبکه‌های مجازی، به ویژه موضوع مرگ گربه خانم بازیگر بیان کرد: «شما در هیچ جای دنیا با این پدیده رو‌به‌رو نمی‌شوید. کسی از علاقه و احساسش بگوید و مردم به او فحاشی کنند. در همه جای دنیا مردم حمایت می‌کنند و با کسی که ابراز ناراحتی کرده همدل می‌شوند. حالا می‌توانیم از این منظر ببینیم که قانون اینجا خیلی کارایی لازم را ندارد یا اینکه ریشه‌ای این موضوع را آسیب‌شناسی کنیم.»
او باور دارد مشکل ما این است که هیچ‌وقت به دنبال علت و علل موضوعات اینچنینی نرفتیم. اگر کسی سر ما داد زد، ریشه‌یابی نشد. مقصر کسی شناخته شد که مورد حمله قرار گرفته. باید ریشه‌یابی کرد که چه چیزی باعث می‌شود مردم برای یک گربه یا یک نظر مخالف تا این حد پیش می‌روند و عقده‌گشایی می‌کنند. یکی از دلایل شاید این باشد که فردی که پرخاش می‌کند، خودش را در مقام مقایسه قرار می‌دهد. برای مثال می‌گوید مشکلاتم به مراتب بیشتر است و آن‌وقت برای یک موضوع کوچک مثل گربه این همه مرثیه‌سرایی شده است. این مشکل خیلی از افراد است که حالا برای خالی کردن خودشان فضایی را مثل شبکه‌های مجازی پیدا کردند و می‌توانند خودشان را خالی کنند بدون اینکه کسی از اهمیت آنها باخبر شود.»
رییس انجمن مددکاران اجتماعی در آخر اضافه کرد: «کشور ما باید کمی بیشتر در قانون تفحص کند و آسیب‌های اجتماعی را جدی بگیرد. نباید فقط محاکمه کند و بگوید چه کسی مقصر است یا چه کسی اشتباه کرده. باید به دنبال راه‌حل باشد تا ریشه‌ای موضوعاتی از این قبیل حل شود و جامعه به رشد و سلامت روانی برسد و در کنار این سلامت روانی است که انسان‌ها می‌توانند در کنار هم زندگی کنند و به عقاید و احساسات هم احترام بگذارند در غیر این صورت سلامت روح و روان تبدیل به آرزویی محال می‌شود و وضعیت جامعه هر روز بدتر از قبل خواهد شد.»

روانشناسی اجتماعی چیست؟


تاریخ انتشار پست : 1396/2/2 بازدید : 0

روانشناسی اجتماعی (Social Psychology) یکی از شاخه‌های دانش روانشناسی است که به بررسی رفتارهای اجتماعی مردم می‌پردازد.

نخستین مطالعات و توجه به حوزه رفتار اجتماعی و روانشناسی اجتماعی را متعلق به فارابی می‌دانند. فارابی در کتابهای انگلیسی به نام الفارابی و گاه به نام الفارابیوس (تلفظی که در زبان لاتین رایج شد) شناخته می‌شود (+).

البته مانند بسیاری از شاخه‌های علوم، مطالعه‌ی روشمند در حوزه روانشناسی اجتماعی، به صورت جدی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم آغاز شد.

اگر بخواهیم تعریف روانشناسی اجتماعی را به شکلی دقیق‌تر ارائه کنیم، می‌توانیم به سراغ تعریفی برویم که گوردن آلپورت ارائه کرده است (+):

تعریف روانشناسی اجتماعی:

روانشناسی اجتماعی، مطالعه‌ی علمی و روشمند شیوه‌ی فکر کردن، احساس کردن و رفتار کردن انسان‌ها در حضور مستقیم و ضمنی دیگران است.

همچنین مطالعه‌ی رفتار و افکار و احساسات انسان‌ها، وقتی به عکس‌العمل دیگران – که در آن زمان و مکان نیستند – فکر می‌کنند، در حوزه روانشناسی اجتماعی قرار می‌گیرد.

تفاوت روانشناسی اجتماعی با مردم شناسی و جامعه شناسی

در کنار روانشناسی اجتماعی، شاخه‌های دیگری از دانش هم هستند که به نوعی به بررسی رفتارهای اجتماعی مردم می‌پردازند.

از جمله آنها می‌توان به مردم شناسی و جامعه شناسی اشاره کرد.

اما تفاوت‌های مهمی وجود دارد که روانشناسی اجتماعی را از حوزه‌های مذکور جدا می‌کند.

مهمترین تفاوت بین روانشناسی اجتماعی با مردم شناسی و جامعه شناسی در این است که در روانشناسی اجتماعی، رفتار یک فرد به عنوان عضوی از گروه یا در مجاورت گروه یا در تعامل با گروه مورد توجه قرار می‌گیرد. در حالی که در مردم شناسی و جامعه شناسی، بیشتر به رفتار گروه های انسانی توجه می‌شود.

به عنوان یک مثال، کافی است به کارهای سالومون اش و آزمون معروف اَش در همرنگ شدن با جماعت توجه کنید تا توضیحات بالا برای شما شفاف‌تر شود.

اگر چه در بحث همرنگی با جماعت یک رفتار اجتماعی مورد بحث قرار می‌گیرد، اما هدف نهایی بررسی رفتار یک فرد هنگام قرار گرفتن در یک جامعه است و نه بررسی رفتار کل جامعه.

تفاوت دیگر هم در این است که روانشناسی اجتماعی، در مقایسه با حوزه‌های دیگر، ساختارها و روش‌های علمی‌تر و ریاضی‌تری دارد و حجم مطالعات و تحقیقات علمی و عددی، در مقایسه با نظریات سلیقه‌ای و فردی در آن بیشتر است.

کاربرد روانشناسی اجتماعی در مدیریت

با توجه به توضیحات فوق، به سادگی می‌توانید کاربرد روانشناسی اجتماعی در مدیریت را حدس بزنید.

هر جا که انسان‌ها در یک محیط اجتماعی قرار می‌گیرند و رفتار و نظر و احساسات دیگران بر روی رفتار و دیدگاه و احساسات آنها تاثیر می‌گذارد، پای روانشناسی اجتماعی به میان می‌آید.

دانش مذاکره، تفکر سیستمی، مدیریت ارتباط با مشتری و نیز مدیریت رفتار مصرف کننده، مدیریت تعارض و نیز کار تیمی، از جمله حوزه‌هایی هستند که روانشناسی اجتماعی در آنها نقشی کلیدی ایفا می‌کند.

تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ میباشد