X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



hix8 - تحلیلی

hix8 - تحلیلی

کدهای اختصاصی
Code

کدهای اختصاصی
Site Statistics

» بازديد امروز : 13
» بازديد ديروز : 0
» افراد آنلاين : 2
» بازديد ماه : 19
» بازديد سال : 75
» بازديد کل : 75
» اعضا : 0
» مطالب : 30

سیاست در فرهنگ اسلامی


تاریخ انتشار پست : 1396/4/29 بازدید : 0

برای واژه‌ی «سیاست» معانی بسیار کثیر و متفاوتی ارائه شده است، تا آن جا که صاحب‌نظران می‌گویند: تا کنون حدود 200 معنا برای این واژه ارائه شده است. اما به طور کلی می‌توان معانی ذیل را به عنوان مهم‌ترین معانی که در عرصه‌ی عمل و کاربرد نیز مورد استفاده قرار گرفته است، نام برد:
الف: سیاست به معنای «علم قدرت»:
عده‌ای از نظریه‌پردازان غربی مانند: فرانکل، ماکیاول، فرانکلین لووان بومرور، نیچه و ...، علم سیاست را «علم قدرت» دانسته‌‌اند. اگر چه این تعریف دست کم در عمل از ابتدای تشکل حکومت‌ها در جامعه‌ی بشری وجود داشت، اما شاید تدوین کلاسیک این تعریف به «موریس دوورژه» بر می‌گردد. (اصول علم سياست، موريس دوورژه، ترجمه دكتر ابوالفضل قاضي، صص 18-17)
باید توجه داشت که هیچ دلیل علمی برای این تعریف (سیاست یعنی قدرت) ارائه نشده است، بلکه چون از همان ابتدا قدرتمندان، اگر هیچ اطلاعی از علم سیاست نداشته باشند، حکومت و سیاست به معنای حکومت را در اختیار گرفته‌اند، طرفداران قدرت نیز این تعریف را ارائه داده و با نقد تعاریف دیگر بر آن پافشاری دارند.
ب – سیاست به معنای «علم دولت»
عده‌ای دیگر از نظریه‌پردازان غربی، نظریه‌ی فوق را تعدیل کرده و بیان داشته‌اند که سیاست یعنی «علم دولت» و منظور علمی است که رفتار دولت را مورد بررسی و مطالعه قرار می‌دهد. (نظريه‌هاي دولت، اندرووينست، ترجمه حسين بشري، ص 20)
نظریه‌پرداز مشهور رافائل بر این نظر است: «آن چه به دولت مربوط می‌شود یک امر سیاسی است» (همان مدرک) و بلونشلی نظریه‌پرداز مشهور دیگر نیز می‌گوید: «علم سیاست به معنای درست کلمه، علمی است که دولت را بررسی می‌کند» (همان مدرک)
ج – تعاریف متفرقه:
البته تعاریف متفرقه‌ی دیگری نیز ارائه شده است که بعضی از آنها به صورت مستقیم و غیر مستقیم بیان یا تلفیق معانی فوق می‌باشد. به عنوان مثال:
هارولدلاسول معتقد است سياست يعني علمي كه مي‌آموزد، چه كسي مي‌برد؟ چه زماني مي‌برد؟ چرا مي‌برد؟ چگونه مي‌برد؟ (جامعه و حكومت- مك آيور- ترجمه ابراهيم علي‌كني - بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1346.)
ماكس وبر، جامعه‌شناس معروف آلماني معتقد است سياست يعني حرفه؛ سياست، تلاشي است براي مشاركت در كسب قدرت و سعي در اعمال نفوذ براي اختصاص دادن قدرت در هر رده‌اي از تشكيلات، اعم از گروه‌ها و يا دولت‌ها. بنابراين هر كس با هر انگيزه، چه اهداف آرماني و چه اهداف مادي و چه اهداف جاه‌طلبانه و چه لذتي كه از كسب قدرت به دست مي‌آيد، دست به هر اقدامي براي مشاركت در قدرت بزند، عمل سياسي انجام داده است. (فصلنامه سياست خارجي، سال سوم، شماره 1، سياست چيست و چگونه تعريف مي‌شود، فرهنگ رجايي، ص 186)
د – سیاست در فرهنگ سیاسی اسلام:
تعریف یا معنای واژه سیاست در فرهنگ اسلامی کاملاً متفاوت است:
فرهنگ دهخدا، واژه سیاست را به «تدبیر امور و مصلحت اندیشی و دوراندیشی معنا کرده است. (لغت‌نامه دهخدا، ج 38، حرف س، واژه سياست)
فرهنگ معین، سياست را به معناي حكم راندن به رعيت و اداره كردن امور داخلي و خارجي كشور و هم چنين به معناي داوري، سزا، تنبيه و جزا آمده آورده است. (فرهنگ معين، تك جلدي، حرف س، واژه سياست).
نظریه‌پردازان و سیاستمداران اسلامی، عموماً سیاست را به معنای «تمشیت امور» چه در امر دولت و چه غیر دولت آورده‌اند، چرا که سیاست در هر امری روان است. و تمشیت امور نیز در فرهنگ معین « روان كردن، راه انداختن و سامان دادن نيز آمده است» که مستلزم همان مصحلت اندیشی، دوراندیشی و اداره‌ی امور می‌باشد.
امام خمینی (ره) به عنوان یک فقیه عالیقدر، دانشمند فلسفه، عرفان و فقه اسلامی و نیز سیاستمدار برجسته‌ی نظری و عملی می‌فرماید:
« سياست اين است كه جامعه را هدايت كند و راه ببرد، تمام مصالح جامعه و تمامی ابعاد انسان و جامعه را در نظر بگيرد و اينها را به طرف چيزی كه صلاحشان هست هدايت كند.» (صحيفه امام. ج 13، ص 432)

ادبیات نمایشی


تاریخ انتشار پست : 1396/2/18 بازدید : 0

نمایش یا درام به معنای نشان دادن، باز نمودن و مرادف اصطلاحات تماشا، تقلید و بازی است؛ در اصطلاح به هر اثری که برای اجرا در روی صحنه تئاتر توسط بازیگران نوشته شده باشد، نمایشنامه می‌گویند.
مهد نمایش یا درام، یونان باستان بوده است. «دراما»، در یونانی به معنای کار یا عملی است که واقع می‌شود؛ و در اصل هنری است که روی صحنه می‌آید. در این کشور باستانی، به نمایش توجه و اهمیت زیاد داده می شد و اولین بار ارسطو به صورت کلاسیک بدان پرداخت، به گونه ای که آراء ارسطو، منبع مهم و اولیه‌ای است که هنوز هم مطالعه و استفاده می شود.
ادبیات نمایشی یا دراماتیک بر اساس تقسیم بندی ارسطو یکی از انواع مهم ادبیات بوده و به دو نوع کمدی و تراژدی تقسیم می‌شود:تراژدی، نمایشِ اعمال مهم و جدی است که در مجموع به ضدِ قهرمانِ اصلی تمام می‌شود و هسته داستانی((plot به فاجعه (Catastrophe) منتهی می‌شود؛ این فاجعه معمولاً مرگ قهرمان تراژدی است؛ مرگی که اتفاقی نیست بلکه نتیجۀ منطقی و مستقیم حوادث و مسیر داستان است. یونانیان، نخستین تراژدی نویسان بودند. چند اثر مهم تراژدی دنیا عبارت اند از: رمیو و ژولیت، اُتلٌو، و مکبث از شکسپیر؛ تراژدی «آندروماک»، اثر «راسین».
Image result for ‫ادبیات نمایشی چیست؟‬‎


در ادبیات ایران، نمایش به مفهوم واقعی و رسمی کمتر قدمت دارد؛ ولی، با توجه به ویژگی‌های تراژدی، نمایشِ سنتی «تعزیه» که قدیمی‌ترین نمایش بومی ایران است، می‌تواند در چارچوب تراژدی قرار بگیرد.
نوع دوم ادبیات دراماتیک، «کمدی» "Comedy" است. کمدی اثری نمایشی است که با جلب توجه بیننده به خود، سبب سرگرمی می شود. هدف کمدی خنده و تفریح است؛ ولی، در واقع مسایل جدی در پردۀ شوخی طرح می‌شود؛ از نمونه های خوب کمدی «سفر دراز روز در شب» اثرِ «یوجین اونیل» و «شب دوازدهم، توفان، هیاهوی بسیاری برای هیچ» از آثارِ «شکپیر» است. شاید بتوان معادل کمدی در ایران را، در بخش نمایش‌های سنتی، مانند:بقال بازی، نمایش تخته حوضی یا سیاه بازی دانست که برای پدید آوردن روحیه شادی و خنده در میان مردم اجرا می‌شده است.

ظهور شبکه های اجتماعی و معضلات همراه با آن


تاریخ انتشار پست : 1396/2/9 بازدید : 1

چندی است از رسانه‌های مختلف با تبلیغاتی مبنی بر لزوم رشد خانواده و فرزندآوری مواجه هستیم اما چیزی که بیشتر در نسل جدید دیده می‌شود کاهش میل به داشتن فرزند است و ترجیح می‌دهند جای خالی بچه را با چیزهای مشابه پر کنند که باید دلایل آن بررسی شده تا مشخص شود آیا نگران این قضیه باشیم یا خیر. بارها شنیده‌ایم که می‌گویند خانواده‌هایی که صاحب فرزند نمی‌شوند و توانایی به عهده گرفتن سرپرستی کودکی را ندارند، بهتر است برای تغییر شرایط و روحیه‌شان مسوولیت بزرگ کردن یک حیوان را برعهده بگیرند. حداقل چندبار از دوستان و اطرافیان‌مان که حیوانی را از بچگی بزرگ کرده‌اند شنیده‌ایم که با او اخت گرفته‌اند و حتی فکر جدایی برایشان سخت و دشوار است.
این اواخر با بروز شبکه‌های اجتماعی هر روز بیشتر با سبک زندگی افرادی که به حیوانات عشق می‌ورزند آشنا شدیم و به دفعات شاهد بودیم و هستیم که با حیوان خانگی مانند یک عضو از خانواده رفتار می‌شود و از واژه‌هایی چون دخترم، پسرم یا شبیه اینها هم برای خطاب قرار دادن‌شان استفاده می‌کنند.

کسی که فرزند دارد به وفور از فرزندش بی‌مهری می‌بیند اما در مورد حیوان خانگی‌‌اش این اتفاق رخ نمی‌دهد. مشکل همین‌جاست، اینکه ما محبت ندیدیم و با محبت آشنا نیستیم بنابراین خود به خود به سمت محبت می‌رویم. برای همین است که نسل جدید خیلی سخت به سمت فرزندآوری روی می‌آورند. این اقبال پیدا کردن به حیوانات خانگی و دریافت محبت از آنها پدیده‌ای است که نسل‌های قدیمی را هم درگیر کرده است.
پدر و مادرهایی که با این موضوع مخالف بودند حالا دیگر پذیرفته‌اند که حیوان در خانه داشتن چیز بدی نیست و با این مساله خو گرفته‌اند و به دفعات شنیده‌ام که دوست دارند حیوانی را در خانه داشته باشند تا از تنهایی هم بیرون بیایند.»
مصطفی اقلیما در ادامه اضافه کرد: «هنوز آمار دقیقی از اینکه چقدر میل به فرزند داشتن در ایران کم شده در دسترس نیست اما تجربه نشان داده که نسل جدید زیر بار بچه‌دار شدن نمی‌روند چون نه تنها موضوعات مالی برای زوج‌های جوان در راس قرار دارد، ترس از آینده کودک، سختی‌های مربوط به بزرگ کردن کودک و اینکه آیا می‌توانند نیازهایش را برآورده کنند و به اصطلاح پدر و مادر خوبی باشند هم مزید بر علت می‌شود. بچه برای جوانان امروز سراسر سختی است و همراه با آن باید حس گذشتن از خواسته‌ها و نیازهای شخصی را هم در وجودشان کم کنند. همین نیازهای شخصی و به نوعی خودخواهی هم از دلایل دیگر حیوان خانگی داشتن است.
برای داشتن و بزرگ کردن یک حیوان لازم نیست شما از نیازهای شخصی خودتان عبور کنید. لازم نیست هزینه پوشاک و غذا و مدرسه و آتیه داشته باشید. حیوان به شما یکطرفه محبت نثار می‌کند و شما اگر پول داشتید غذای مخصوص حیوان را تهیه می‌کنید و یک روز که مشکل مالی دارید اصلا به حیوان چیزی نمی‌دهید و گلایه‌ای هم نمی‌کند.»
اقلیما در مورد واکنش‌های مردم به عکس و احساس منتشرشده در شبکه‌های مجازی، به ویژه موضوع مرگ گربه خانم بازیگر بیان کرد: «شما در هیچ جای دنیا با این پدیده رو‌به‌رو نمی‌شوید. کسی از علاقه و احساسش بگوید و مردم به او فحاشی کنند. در همه جای دنیا مردم حمایت می‌کنند و با کسی که ابراز ناراحتی کرده همدل می‌شوند. حالا می‌توانیم از این منظر ببینیم که قانون اینجا خیلی کارایی لازم را ندارد یا اینکه ریشه‌ای این موضوع را آسیب‌شناسی کنیم.»
او باور دارد مشکل ما این است که هیچ‌وقت به دنبال علت و علل موضوعات اینچنینی نرفتیم. اگر کسی سر ما داد زد، ریشه‌یابی نشد. مقصر کسی شناخته شد که مورد حمله قرار گرفته. باید ریشه‌یابی کرد که چه چیزی باعث می‌شود مردم برای یک گربه یا یک نظر مخالف تا این حد پیش می‌روند و عقده‌گشایی می‌کنند. یکی از دلایل شاید این باشد که فردی که پرخاش می‌کند، خودش را در مقام مقایسه قرار می‌دهد. برای مثال می‌گوید مشکلاتم به مراتب بیشتر است و آن‌وقت برای یک موضوع کوچک مثل گربه این همه مرثیه‌سرایی شده است. این مشکل خیلی از افراد است که حالا برای خالی کردن خودشان فضایی را مثل شبکه‌های مجازی پیدا کردند و می‌توانند خودشان را خالی کنند بدون اینکه کسی از اهمیت آنها باخبر شود.»
رییس انجمن مددکاران اجتماعی در آخر اضافه کرد: «کشور ما باید کمی بیشتر در قانون تفحص کند و آسیب‌های اجتماعی را جدی بگیرد. نباید فقط محاکمه کند و بگوید چه کسی مقصر است یا چه کسی اشتباه کرده. باید به دنبال راه‌حل باشد تا ریشه‌ای موضوعاتی از این قبیل حل شود و جامعه به رشد و سلامت روانی برسد و در کنار این سلامت روانی است که انسان‌ها می‌توانند در کنار هم زندگی کنند و به عقاید و احساسات هم احترام بگذارند در غیر این صورت سلامت روح و روان تبدیل به آرزویی محال می‌شود و وضعیت جامعه هر روز بدتر از قبل خواهد شد.»

تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ میباشد